دلیل خاسته بود که چرا در ِآنجا را تخته کردی و چرا اینجا ؟
خاستم طبق عادت معهود واژگانی ِمان بگویم - مؤمن در یک قالب نمیگنجد - بعدش فکرکردم که بار و بندیل جمع کرده ام ، بساط اینجا پهن کرده که دست کم با خود_م رو راست باشم! اقلاً این جا حدیث نفس کنم ؛بالا بیاورم این هذیان های مغزی عفونی را و کسی به رویم نیاورد که : (به به !شماهم بله؟) وراجی کنم؛ یاوه بگویم ؛ اصلاً عربده کشی کنم این واژه های خفقان گرفته ی درونی را !
نه ادبی نه نگارشی. صرفا جهت خنکای دل خویشتن!
پس :
"مومن" نه! که، دروغ محض گفته ام. این "مَن ِ" دو حرفی؛ در "یک" قالب نگنجیدم. یـِک که سهل است گویا "هیچ" قالبی برایش ریخته نشده است.
این هم دلیل!
پ . نون:
زیاد مطمئن نیستم دراین قالب هم دوام بیاورد. در واقع اصلاً مطمئن نیستم.حتا مطمئن نیستم مطمئن را مطمئن مینویسند یا مطمأن .
شیوه نوشتاریتون جالبه
ممنون از مطلب زیباتون